خانه
/
سینما
بیلی آیلیش برای نخستینبار ستاره یک فیلم سینمایی شد؛ «سبد شیشهای» جلوی دوربین رفت
به نقل از World of Reel، سارا پلی با اقتباس از رمان ماندگار «سبد شیشهای» اثر سیلویا پلات، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ فیلمی که این هفته وارد مرحله فیلمبرداری در تورنتو شده و یک انتخاب غافلگیرکننده در مرکز آن قرار دارد: بیلی آیلیش در نقش «استر گرینوود».
این پروژه برای استودیوی فوکوس فیچرز ساخته میشود و نخستین نمایش آن برای سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده است؛ نمایشی که بسیاری انتظار دارند در یکی از جشنوارههای مهم سینمایی رقم بخورد.
برای آیلیش، این فیلم یک نقطه عطف جدی محسوب میشود. او پیشتر در سال ۲۰۲۳ با حضور در یکی از قسمتهای سریال «Swarm» نخستین تجربه بازیگریاش را ثبت کرده بود، اما «سبد شیشهای» اولین فیلم سینمایی او بهعنوان بازیگر است؛ آن هم در نقشی که از نظر روانی و احساسی، پیچیده و چالشبرانگیز به شمار میرود.
رمان «سبد شیشهای» که نخستینبار در سال ۱۹۶۳ با نام مستعار «ویکتوریا لوکاس» منتشر شد، روایتی نیمهزندگینامهای از فروپاشی تدریجی روانی یک زن جوان است. استر گرینوود در ظاهر آیندهای روشن دارد، اما زیر فشار انتظارات اجتماعی، بحران هویت و افسردگی عمیق، به انزوایی خفهکننده فرو میرود؛ گویی زیر یک محفظه شیشهای نامرئی همراه بلاگ گرفتار شده است. همین تصویر استعاری، رمان را به یکی از آثار شاخص ادبیات قرن بیستم بدل کرده است.
زندگی خود سیلویا پلات نیز به شکلی تلخ با این اثر گره خورده است. او تنها یک ماه پس از انتشار کتاب، در ۳۰ سالگی جان خود را گرفت. «سبد شیشهای» سه سال بعد با نام واقعی او دوباره منتشر شد و در نهایت در سال ۱۹۷۱ به بازار آمریکا رسید؛ جایی که خیلی زود به اثری پرفروش تبدیل شد.
برای سارا پلی، این پروژه ادامه مسیری است که با «زنانی که حرف میزنند» به اوج رسید؛ فیلمی که تحسین گسترده منتقدان را بههمراه داشت و برایش جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به ارمغان آورد. پلی که در دو دهه گذشته تنها چهار فیلم بلند ساخته، همواره با وسواس و فاصله زمانی قابلتوجه پروژههایش را انتخاب کرده است؛ از «دور از او» و «والتز را بگیر» گرفته تا مستند تحسینشده «داستانهایی که میگوییم».
اکنون «سبد شیشهای» نهتنها بازگشت دوباره پلی به اقتباسی ادبی مهم است، بلکه آزمونی جدی برای بیلی آیلیش نیز خواهد بود؛ هنرمندی که پس از تسلط بر دنیای موسیقی، حالا قدم به قلمرویی گذاشته که ظرافت، درونگرایی و پیچیدگی روانی در آن حرف اول را میزند.